سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
188
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
در تكوين و بسط آرمانهاى تشيّع به علّت سكوت مآخذ در اين مورد ، بسيار مشكل است . با وجود اين ، گاهگاهى فريادهايى به حمايت از خاندان پيامبر و عليه معاويه از اين سو و آن سو برمىخاست . گاهگاهى گروههاى كوچك و افرادى ، عمدتا از كوفه ، حسن ( ع ) و حسين ( ع ) را زيارت كرده و از آنها مىخواستند تا به قيام برخيزند - تقاضاهايى كه آنها از پاسخ بدان سربازمىزدند . ( 75 ) سكوت شيعيان در اين مدّت به دو علّت مىتواند باشد : اولا ، فشار شديدى كه معاويه توسط نيروهاى شامى كارآزموده و وفادار خود بر امپراطورى برقرار ساخته بود آنچنان شديد و مهيب بود كه اجازه هيچگونه قيامى را به هيچكس نمىداد . ثانيا نهضت تشيّع هنوز براى اقدام عليه چنين قدرت مهيبى شكل نگرفته بود . ولى اين نهضت سير تحوّل طبيعى خود مىگذراند تا اينكه بتواند حمايت همه جانبه را جلب كرده و سپس ترجمان عمل گردد . در عين حال ، معاويه از عواطف قوى شيعيان در بخشهاى بخصوصى از مردم كوفه كاملا آگاه بود و روشهاى گوناگونى را به منظور جلوگيرى از هرگونه شورشى اتخاذ مىكرد . معاويه ، به سرعت پس از اينكه بر كوفه استيلا يافت جمعى از قبائل را كه به خاندان على ( ع ) دلبسته بودند از شهر تبعيد و به جاى ديگرى منتقل كرد و به جاى آنان ديگران را از شام ، بصره و الجزيره كه به او وفادار بودند آنها جايگزين نمود . ( 76 ) حسن ( ع ) ، پس از كنارهگيرى از خلافت ، كوفه را ترك كرد و در مدينه اقامت گزيد و بدون درگيرى در سياست بازى بسر مىبرد . موضع او را مىتوان از اين حقيقت كه در بازگشت از سفر مدينه در قادسيّه رخ داد ، فهميد . وى نامهاى از معاويه دريافت داشت كه در آن ، معاويه از او خواسته بود تا در نبرد عليه طغيان يكى از خوارج كه در شرف انفجار بود ، شركت كند . حسن ( ع ) در پاسخ نامه گفت كه من جنگ عليه معاويه را به منظور برقرارى صلح در ميان مردم ترك كردهام و در مبارزه از جانب او شركت نمىكنم . ( 77 ) او اين چنين موضع انفعالى را در مقابل معاويه اتخاذ نمود و شيعيانى را كه گاهگاه